مراد على شمس
601
با علامه در الميزان ( فارسى )
آن به خوبى برمىآيد عملى كه فىنفسه و با قطع نظر از امر و نهى خدا فحشاء و زشت است خداوند به انجام آن امر نمىكند ، نه آنكه اشاعره مىگفتهاند كه : اگر خدا امر به چيزى كند ما مىفهميم كه آن عمل فحشاء و زشت نيست . و نيز از آن جمله ، آيهء « لا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ ، به خدا شرك مورز كه شرك ظلمى عظيم است » « 1 » و همچنين آيات بسيار ديگرى است كه احكام مجعول را به مصالحى كه در آنها موجود است تعليل مىكند ؛ مانند آيات راجع به نماز ، روزه ، صدقات ، جهاد و غير آنها كه چون حاجتى به نقل آن نيست از نقلش خوددارى نموده مىگذريم . « 2 » س 582 - متاع حيات دنيا براى كسى كه به پروردگار خود ايمان نمىآورد و از ذكر خدا اعراض « 3 » مىكند چه وضعيتى دارد ؟ ج - متاع حيات دنيا براى كسى كه از ذكر خدا اعراض مىكند و به پروردگار خود ايمان نمىآورد نه حسنى دارد و نه سعه و گشايشى ، هرچند كه مال فراوان و جاه و مقام بلند اجتماعى داشته باشد ، و خيال كند كه به تمامى آرزوهايى كه يك انسان دارد رسيده است و ليكن او از ابتهاج و خرّمدلى كه مؤمنين حقيقى در سايه ولايت خدا دارند در غفلت است . آرى ، خداى تعالى مؤمنين حقيقى و آنهايى را كه داراى حقيقت ايمانند حيات انسانى طيّبى داده ، و از ذلّتى كه لازمهء حيات حيوانى و مادى است ، و به جز حرص و آز و افتراس و تكالب و جهالت چيزى بر آن حاكم نيست ايمن ساخته است .
--> ( 1 ) . سورهء لقمان ، آيهء 13 . ( 2 ) . الميزان ؛ ج 8 ، ص 69 - 71 . [ با تصرف ] ( 3 ) . ر . ك : سورهء طه ، آيهء 124 .